نتایج جستجو برای عبارت :

قسمت ۳۴ پرنده سحر خیز

پرنده  برشانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت: اما من درخت نیستم.تو نمیتوانی روی شانه های من اشیانه بسازی!
پرنده گفت: من فرق درخت ها و انسان ها را خوب میدانم اما گاهی پرنده ها و انسان هارا اشتباه میگیرم.انسان خندید و به نظرش این بزرگترین اشتباه ممکن بود.
پرنده گفت: راستی چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟کاظم سعیدزاده

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

اجاره سند برای آزادی زندانی | سایت اجاره وثیقه لایو آموز- منابع کنکور ارشد و دکتری برق دانلود فایل تحقیق مقاله نرم افزار کتاب برنامه مجله پزشکی ویکی بیبی مجله تخصصی بیبی پرو دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم دختران باحال لاوی ها | دانلود رمان ، عکس عاشقانه ، اس ام اس کپی ایران تجهیزات ترافیکی